تبليغاتX
ازتهي سرشار
مرثيه

به جستجوي تو
بر درگاه كوه مي گريم
در آستانه ي دريا و علف

به جستجوي تو
در معبر بادها مي گريم
در چهار راه فصول،
در چهارچوب شكسته ي پنجر ه اي
                             كه آسمان ابر آلوده را
قابي كهنه مي گيرد

به انتظار تصوير تو
اين دفتر خالي
               تا چند
تا چند
  ورق خواهد خورد

جريان باد را پذيرفتن
و عشق را
كه خواهر مرگ است-

و جاودانگي رازش را
                    با تو در ميان نهاد
پس به هيئت گنجي در آمدي:
بايسته و آز انگيز
                 گنجي از آن دست
كه تملك خاك را و دياران را
                      از اين سان
                               دلپذير كرده است.

نامت سپيده دمي است كه بر پيشاني آسمان مي گذرد
-متبرك باد نام تو!-

و ما همچنان
دوره مي كنيم
شب را و روز را
هنوز را...
                                           مرثيه هاي خاك - شاملو
 
2 نوشته شده در  شنبه 16 شهریور1387ساعت 10:42 PM  توسط سعيد   | 

به مناسبت سالروز درگذشت شاعر حماسه و شكست اخوان
مهدي اخوان ثالث (م.اميد) در سال 1307 در توس بدنيا آمد و در چهارم شهريورماه سال 1369 در تهران درگذشت. وي در سال 1326 ديپلم آهنگري گرفت و در سال بعد عازم تهران شده و مشغول كار  معلمي شد. در سال 1329 با دختر عمويش ازدواج كرد. در همين ايام اولين دفتر شعر او با نام "ارغنون"  منتشر شد.در سال 1332 مدال طلاي فستيوال شعر جوانان دموكرات را دريافت كرد و به روماني دعوت  شد كه البته به اين سفر نرفت. در دهه سي در مبارزات سياسي شركت داشت و چندين نوبت به زندان  افتاد.
شهرت اخوان بيشتر مربوط به زمان بعد از انتشار مجموعه  زمستان است و پيش از آن  اخوان  را فردي مطرح در محافل ادبي نمي يابيم.
از لحاظ شعري اخوان در ابتدا پيرو سبك قدماي شعر فارسي بوده  ولي بعدا  به سبك نيمايي  روي مي آورد. اخوان در شكل و قالب بندي، وزن و قافيه اصول شعر نيمايي را دقيقا رعايت كرده و اين چيزي است كه در كار  بقيه كمتر ديده مي شود و  البته  شعر نيمايي  او هرگز تقليدي  نيست.   بيان اخوان  بياني محكم و استوار و مخصوص به اوست . با  آشنايي كامل با شعر و ادب  كهن  ايران زمين و در   عين  حال  نو گرايي و نگاه عميق در مسايل جامعه سبكي خاص را دنبال مي كند.
آشنايي با شعر  خراساني  شكلي حماسي  به  شعر او داده است.  اخوان شاعر  حماسه و شكست است وي مرثيه گوي غم هاي جامعه و تاريخ ايران زمين است. نوعي عرب ستيزي در شعر او وجود دارد كه گاه به سمت اسلام ستيزي نيز ممكن است  نزديك شود  كه بيشتر  مربوط به علاقه ي وي به بنيان مجدد عظمت و شكوه ايران و ايراني است.  اخوان و بسياري از هم عصرانش  مثل "شاملو" و "هدايت" عرب را موجب عقب ماندگي ايران و ايراني و پايمالي فرهنگ اصيل ايراني ميدانند.
درونمايه ي   شعر اخوان  بسيار تلخ و   حسرت آلود است.  او را بايد راوي  شكست ها و   نوميدي ها دانست. شعرهايي مثل "زمستان" ،"قاصدك"، "قصه ي شهر سنگستان"،"كتيبه" و ...از  نامرادي ها و نافرجامي ها سخن دارند.
 گويند كه "اميد و چه نوميد!" ندانند *******   من مرثيه گوي وطن مرده ي خويشم
يكي ديگر از نكات جالب در شعر اخوان بهره گيري از شيوه ي روايتگري است اخوان به كمك اين روش به بيان مسايل اجتماعي و  فلسفي  پرداخته  است  و اشعاري  جاودان مانند "خوان هشتم" را پديد آورده است.
اشعار اخوان  اشعاري  دوست داشتني و  به ياد ماندني اند.  شخصا  علاقه ي  زيادي به مطالعه ي اين اشعار   دارم  و  همه ي دوستان را  به  مطالعه ي  همه ي  اشعار  اخوان  و به خصوص   اشعاري   مثل "زمستان" ، "فرياد" ، " فراموش" ، "چاووش" ، " قاصدك" ، "خوان هشتم"، "شكار" و ...دعوت ميكنم.
2 نوشته شده در  یکشنبه 3 شهریور1387ساعت 5:9 PM  توسط سعيد   |