لا يوم کيومک يا ابا عبدالله
ايام محرم و سالروز شهادت امام حسين(ع) و يارانش بر همه ي مسلمين و به خصوص شيعيان تسليت باد.

به اميد آنکه يزيديان زمان خويش را بشناسيم و از کوفيان اين زمان نباشيم.
فرارسيدن ايام شهادت قمر بني هاشم، ابالفضل العباس-عليه السلام- بر عموم شيعيان تسليت باد.
چو باده نرگس مستت، بهانه داد به دستم
سبوي هوش به سنگ گران عشق شکستم
به ياد ساقي کوثر، شدم به بزم تو سقّا
ز شوق بي خبر از خويش و، از ولاي تو مستم
شدست خانه ي در بست دل، حريم خيالت
که باب چشم اميدم به روي غير تو، بستم
چو شمع بر لب ساحل، اگر چه پاي بر آبم
ولي به ياد تو سوزان، ز پاي تا به سرستم
نمي رسي به لبانم، اگر چه تشنه ام اي آب
که سربلند چو کوهم، نه پيش پاي تو پستم
مگير آتشم از دل، که ابروي من اين است
مکن ذليل چو خاکم، نه من هواي پرستم
لواي فتح من از آن در اهتزار بماند
که در هواي تو اي گل، دمي ز پا ننشستم
چو ميوه داد فراوان، درخت بشکند از بار
ثمر چو داد نهالم، چه غم اگر چه شکستم
دو دست من ثمرم بود و پيش پاي تو افتاد
خجل ز هديه ي ناقابلم به پيش تو هستم
گرفته دست نيازم هميشه دامنت اي شاه
ز پا فتاده ام اکنون بيا بگير تو دستم
"حسان"، اگر دهدت مي، بگير از کف ساقي
که من ز رطل گرانش ز هست و نيست برستم
حسان

در هشتم دي ماه 1313 در تهران، اميريه، کوي خادم زاده بدنيا آمد. وي سومين فرزند سروان محمد فرخزاد و توران وزيري تبار است.در سال 1328 به هنرستان بانوان کمال الملک راه يافت. در همين سال و در سن 15 سالگي با پرويز شاپور ازدواج نمود و سپس به همراه همسر مدتي در اهواز و آبادان زندگي نمود. حاصل اين ازدواج پسرش کاميار بود که پس از جدايي از همسر براي هميشه از ديدارش محروم شد. در سال 1330 نخستين شعر فروغ با نام "گناه" توسط فريدون مشيري در مجله ي روشن فکر به چاپ رسيد. در سال 1331 نيز نخستين مجموعه ي شعرش با نام "اسير" انتشار يافت.پس از جدايي از پرويز شاپور چند داستان کوتاه منتشر کرد و با نام مستعار با نشريات همکاري مي نمود.در 1332 مجموعه ي اسير براي بار دوم با مقدمه ي شجاع الدين صفار به چاپ رسيد.

ديدار دومين مجموعه ي شعر فروغ در 1335 منتشر شد. (فروغ اين مجموعه را به پرويز شاپور تقديم مي نمايد.) در همين دوران به ايتاليا و آلمان سفرهايي داشته و با سينما به طور حرفه اي آشنا مي شود.در سال 1337 عصيان سومين دفتر شعرش منتشر مي شود. فروغ در اين سال با ابراهيم گلستان آشنا مي شود و تدوين فيلم را در کنار او فرا مي گيرد. وي در سال هاي بعد در فيلم کوتاه "خواستگاري" به کارگرداني ابراهيم گلستان به بازي پرداخت. در 1341 فيلم مستند " خانه سياه است" را ساخت که بعدها جايزه ي بهترين فيلم جشنواره ي اوبرهازون آلمان را دريافت نمود. در سال 1342 مجموعه ي "تولدي ديگر" را منتشر و آنرا به ابراهيم گلستان تقديم نمود. از ديگر فعاليت هاي مهم فروغ مي توان به همکاري در ترجمه ي "ژان مقدس" اثر "جرج برنالدشاو" و به شعر برگرداندن بخش هاي منظوم دو نمايش نامه از "برتولت برشت "و "فردريک دورنمات "، بازي در فيلم "خشت و آينه" و ... اشاره نمود.وي همينطور فعاليت هايي براي انعکاس وضع حقوق بشر در ايران داشت.
فروغ در 24 بهمن 1345 بر اثر تصادف اتومبيل درگذشت و در 26 بهمن در گورستان ظهير الدوله به خاک سپرده شد.

از لحاظ شعري فروغ ضمن پيروي از روش نيمايي تحولاتي در آن ايجاد نمود. شعر فروغ دو مرحله دارد. در مرحله ي اول او را چهارپاره سرايي رمانتيک مي يابيم که عصيان گري هايي در برابر مسائل اخلاقي جامعه به خصوص در مسائل مربوط به زنان دارد ولي هر چه مي گذرد او به مسائل انساني و اجتماعي نزديکتر مي شود و او را در مقام يک منتقد اجتماعي مي بينيم. ديد انساني و واقع بينانه ي فروغ از امتيازات خاص او محسوب مي شود.زبان فروغ بسيار ساده و مطابق هنجارهاي رايج زمان و جامعه اش است. زندگي يک انسان آن زمان، واقعيت ها و تلخي و شيريني هايش در شعر فروغ حضور دارند و از روي شعرش به خوبي مي توان اوضاع زمان او را ترسيم نمود.
شعر فروغ جذابيت خاصي برام داره . فروغ عقايدش رو صادقانه در شعرهاش آورده. شعر فروغ گرچه سرشار از نرمش هاي زنانه ي خاص خودشه ولي در واقع مسايل عميقي رو در بر داره که از دلسوزي و رنج فروغ از مشکلات و مصائب زمان و کمبود سطح فرهنگ مردم حکايت داره.فروغ يک روشنفکر با عقايد متعادله که تندروي و افراط گرايي در فکر و آرمانش ديده نميشه و به همين جهت به نظرم چهره ي قابل احتراميه.
بهر صورت سالروز تولد فروغ بهانه اي بود که يادي از اين شاعر بزرگ و فرهيخته و خدمت گزار فرهنگ ايرانزمين داشته باشم. روحش شاد