تبليغاتX
ازتهي سرشار

بنويس، بنويس، بنويس
هر چه بادا باد

 برخيز، برخيز، برخيز
 ديگر مجال درنگ نيست

 
رها كن، رهاكن، رهاكن
هر چه تعلق را و بند و زنجير را

 بشتاب، بشتاب، بشتاب

 وقت وقت رفتن است

 بنوش

  چيزي از اين جام شراب
 و سركن
  نغمه اي ديگر را
       نغمه اي جاودانه تر را
از تهي سرشار
 
2 نوشته شده در  جمعه 24 آبان1387ساعت 10:56 AM  توسط سعيد كرماني  |